Temporary holder for the Flash® object

مطلب عاجل
کانالهای تلویزیونهای افغانی
چندیست که نشرات تلویزیون های افغانی نیز پهنه نشراتی شان را از طریق ستلایت برای هموطنان خارج از کشور وسعت داده اند که اولین کانال از داخل افغانستان شبکه آریانا میباشد. نشرات این کانالها در انترنت نیز قابل دریافت است و ما لینکهای این چینلها را در این جا میگذاریم.
Monday, 06 February 2012
 
دستگاه براي 8 غرفه تلفون

<
06 08 19
جغرافيه
سوئيس با 293،41 كيلومتر مربع وسعت (صد وهجدهمين كشور جهان ) در نيمكره شمالي، نيمكره شرقي،درمركز قاره اروپا،‌بدور ازدرياي آزاد،دركوههاي آلپ و درهمسايگي كشورهاي آلمانغربي در شمال، فرانسه در شمالغربي و غرب، ايتاليا در جنوب و اتريش و ليختن اشتاين در شرق واقع شده است.سوئيس يكي از كوهستاني ترين و مرتفع ترين كشور هاي اروپا است. رشته كوه آلپ مهمترين رشته كوه آن است كه حدود 60% خاك سوئيس را در برگرفته و پس از آن رشته كوه ژوار است كه در غرب واقع شده است. جلگه هاي آن عمدتاٌ در نواحي شمالي واقع شده اند . از مهمترين رودهاي آن ميتوان از: راين، آر، رون و اين نامبرد. جنگلها در آن وسعت زيادي دارند. درياچه هاي آن فراوان بوده از جمله: ژنو (582 كيلومتر مربع)،‌مادجوره (212 كيلومتر مربع)، بادن و زوريخ. آب و هواي آن معتدل كوهستاني همراه با بارندگي فراوان است.بلندترين نقطه آن قله دوفواشپيتسه با 633، 4 متر ارتفاع بوده و رود آن آر (295 كيلومتر) نيز طويلترين رود آن پس از رود راين ميباشد.

معلومات همه جانبه را به زبان انگليسي ميتوانيد از سايت «در باره سويس» به دست بياوريد.
06 09 02
ريفراندم 24 سپتمبر در رابطه با قانون خارجي و پناهنده
طوريكه همه مطلع هستند به تاريخ 24 سپتمبر سال جاري ريفراندمي برگزار ميگردد كه در آن چندين مسأله به آراي مردم سويس گذاشته ميشود و از آنجمله دو موضوع آن، يعني قانون خارجي ها و قانون پناهندگي، ارتباط مستقيم با همزبانان ما در اين كشور دارد. قانون خارجي ها دسترسي اتباع كشورهاي غير از اتحاديه اروپا را به بازار كاري دولت سويس نظم ميبخشد و قانون پناهندگي نگهداشتن اشخاص پناهنده را بر اساس مسأئل بشردوستانه آسان ميسازد.
قانون سابقه خارجي ها كه در سال 1931 پاس شده بود تقاضاهاي فعلي را در بر نميگيرد. تغيرات در سيستم همزيستي خارجي ها با سوئيس ها، پرابلمهاي انتگراتسيون و ديگرگوني هاي بازار كار باعث ميگردد تا در قانون مذكور تغيراتي وارد گردد. گفته شده است كه در قانون جديد همه‌ي اين مسائل در نظر گرفته شده است.
همچنان استفاده جويي ها از نرمي قانوني پناهندگي بايد كمتر گردد و مسأله بازگشت آنعده از پناهنده هاي كه درخواست پناهندگي شان رد شده، حل گردد. و اين مقصد اصلي بازنگري قانون پناهندگي ميباشد. البته اشخاصيكه واقعاً زندگي شان در خطر ميباشد و يا تحت تعقيب هستند، هنوز هم ميتوانند در سوئيس پناه بجويند.
06 08 19
ملاحظات سياسي
حكومت سوئيس جمهوري بوده و قدرت اجرايي دراختيار شوراي فدرال كه شامل 7 نفر و بمدت 4سال توسط مجلس فدرال انتخاب ميشنود ميباشد.هرساله ازبين اعضاء اين شورا يك رئيس جمهور و معاون انتخاب ميشود. شوراي مزبور كه اعضايش گرداننده هفت وزارتخانه دولت ميباشند قدرت اصلي اجرايي مملكت را در اختيار دارد. قوه مقننه ازمجلس فدرال شامل مجلسين شوراي ايالات با 46 عضو با دوره نمايندگي 3 يا 4 سال و شوراي ملي با 200 عضو با دوره نمايندگي 4 سال تشكيل يافته است.قانون اساسي موجود در سال 1848 تدوين شده و در سال 1874 اصلاحاتي بر آن افزوده گرديده است.براساس آخرين تقسيمات كشوري سوئيس از 26 ايالت(يا كانتون) تشكيل يافته كه هركدام زيرنظر نمايندگان قانونگذار منتخب مردم اداره شده و هريك به بخشهاي كوچكتري (COMMUNE) و يا (Gemeinde) تقسيم مي شوند.كنفدراسيون سوئيس كه درسال1291ايجادشد ازسال 1848 به دولتي فدرال مبدل شده است كه 26منطقه نسبتاً خودمختار رادرخودجاي ميدهد.اين مناطق،خود به شهرهايي(كلاًدرحدود3000 شهر)تقسيم ميشوند كه به نوبه خود تا حدودي از خود مختاري برخوردارند.اصل مردم سالاري مستقيم درقانون اساسي فدرال تصريح شده است كه حتي در سطوح منطقه اي وشهري نيز اعمال مي شود. رأي دهندگان مكرراحقوق قانوني خويش را ازطريق انتخاب نمايندگان يا رأي دادن به حق قانونگذار عمومي يا همه پرسي اعمال مي كنند.مركززدائي ومردم سالاري مستقيم كه از ويژ گيهاي نظام سياسي وآموزشي است به حوزه هاي نظامي نيز بسط يافته است.درسطح فدرال،پارلمان(مجلس فدرال)از2مجلس با اختياراتي برابرتشكيل ميشود.مجلس شوراي ملي(200عضو) وشوراي مناطق(46عضو)

شوراي فدرال از7عضو تشكيل ميشود كه به مدت 4 سال توسط مجلس فدرال انتخاب مي شوند وهرساله يكي ازاعضاي مجلس فدرال باحفظ سمت به عنوان رئيس جمهور كنفدراسيون انتخاب ميگردد.اساساً سازمان سياسي اداري مناطق (يا ايالات) مشابه سازمان كنفدراسيون است كه قوه مقننه، مجريه وقضائيه ازخود مختاري مالي واعتباري برخوردارند.ساختارها از يك منطقه تا منطقه ديگر به دليل، رشد اقتصادي وبويژه بزرگي منطقه تفاوت قابل ملاحظه اي دارند.به عنوان مثال جمعيت منطقه اي زوريخ 79برابرجمعيت منطقه اي آپن زل اينر رودس است.

فعاليت احزاب درسوئيس آزاد بوده واحزاب مهم آن عبارتنداز:

. سوسيال دموكرات

. راديكال دموكرات

. دموكرات مسيحي

· حزب خلق سوئيس

. ليبرال دموكرات

. حزب كار (كمونيست)

· جمهوريخواه

كشورسوئيس درسال1648 مستقل شده وروزملي آن اول اگست است.

اين کشوردرسازمانهاي افتا،شوراي اروپا،سي سي دي،آيسم،اسا،فائو،گات،يا آآ،ايكائو،ايدب،كميته بين المللي صليب سرخ،ايلو،ايمكو،اينتلسات،ايتو،اوااسي دي،اونكتاد، يونيدو،آندپ، يونسكو، يونيسف، ويپو،ومو، يونيتار، آنروا، يوپو،وهو، وفپ و رابطه بازرگاني با جامعه اقتصادي اروپا عضويت دارد.

معلومات همه جانبه را به زبان انگليسي ميتوانيد از سايت «در باره سويس» به دست بياوريد.
06 08 19
تاريخ سويس
سرزميني كه امروزه آن رابنام سوئيس ميشناسيم درگذشته هاي دورهلوتيا (Helvetia) نام داشت.هلوتيا درسال 58 قبل از ميلاد به تصرف فاتحان امپراطوري روم درآمد و يكي از ايالات آن تمدن عظيم گشت. درسال 395 ميلادي با تجزيه امپراطوري روم، سوئيس قسمتي از روم غربي شد. در قرن پنجم، بوسيله اقوام ژرمن آلماني و بورگوني فتح و اداره شد.درقرن 6قوم فرانك برسوئيس مسلط گشت.درقرن نهم، ‌به تصرف سوابيا وبورگوني عليا درآمد.

درسالهاي1033سوئيس قسمتي از امپراطوري مقدس روم گرديد و وحدت يافت و بعداٌ خاندانهاي فئودال برآن تسلط يافتند. در قرن 13 عمده ترين اين خاندانها، خاندان هاپسبورگ و ساووا بودند.

درنتيجه تجاوزخاندان هاپسبورگ به حقوق ملي درسال1291،‌نواحي (كانتونهاي) اونتروالدن، اوري وشويتس، يك اتحاديه دفاعي منعقد ساختند كه اساس كنفدراسيون فعلي سوئيس است.اين اتحاديه دفاعي منعقد ساختند كه اساس كنفدراسيون فعلي سوئيس است. اين اتحاديه در سال 1315 در ناحيه مورگاتن بر متجاوزان اتريشي (هاپسبورگ) غلبه يافت و پس از الحاق نواحي لوسرن، زوريخ، تسوگ، گلاروس و برن به خود، اتريشيها را در نواحي زمپاخ و نفلس (به ترتيب در سالهاي 1386 و 88) شكست كلي داد و دست خاندان هاپسبورگ را از سوئيس كوتاه نمود.در قرن پانزدهم،‌سوئيس از لحاظ قدرت نظامي تبديل به يكي ازممالك مقتدر اروپا گرديد. سوئيسيها پس ازتصرف نواحي آرگاو،تورگاو و تيچينو، بر قواي امپراطوري مقدس روم پيروزي يافتند و امپراطور ماكسيميليان اول پادشاه وقت مجبور به رسميت شناختن سوئيس درسال1499گرديد.سوئيس طي سالهاي 15 – 1510درجنگهاي ايتاليا دخالت كرد وطي سالهاي 13–1510با اخراج فرانسويان از ناحيه لومباردي، آن را به تصرف درآورد، ولي سرانجا در سال 1515 در ناحيه مارينيانو شكست خورده و با فرانسه پيمان صلح نواين را منعقد ساختنند و از آن پس، سوئيس مقام خود را بعنوان يك قدرت مهم اروپايي از دست داد و سياست بيطرفي پيشيه كرد. اصلاح ديني كه اولريش تسوينگلي در زوريخ، و ژان كالون در ژنو آن را تبليغ مي كردند،باعث جنگهاي داخلي شدووحدت،بمدت2قرن ازسوئيس رخت بربست.

سوئيسيها طي جنگهاي سي ساله (48 – 1618) دراروپا، بيطرفي خود را حفظ كردند از اينرو درسال1648درپيمان صلح و ستفالي كه درپايان جنگها منعقد شد،‌استقلال سوئيس به رسميت شناخته شد.طي يك قرن ونيم(درقرون هفده و هجده)،‌حكومت كانتونهاي سوئيس به دست طبقات ممتازافتاد.درقرن هجدهم، سوئيس بكلي اهميت سياسي خود را در اروپا از دست داد ولي در عوض از لحاظ فرهنگي و مادي پيشرفتهاي زيادي نمود. در دوره انقلاب فرانسه در اواخر قرن هجدهم ، فرانسويان سرزمين سوئيس را تحت عنوان جمهوري هلوتيا جبراٌ متحد ساختند. اين جمهوري وحدتي بيش از كنفدراسيون سست پيوند سابق داشت ولي درسال 1803 فرمان ميانيگري ناپلئون، كنفدراسيون سابق را تجديدحيات داد.

درسال 1815دركنفرانسهاي اروپايي وين و پاريس‌ بيطرفي هميشگي به سوئيس اعطا شد.دردهه چهارم قرن نوزدهم،حزب راديكال درسوئيس تأسيس گشت.دربيشتر كانتونها حكومت دموكراسي را برقرار كرد ولي كاتوليكها سر به مخالفت برداشتند و اين امر موجب وقوع جنگ زوندربوند درسال 1847 گرديد كه با پيروزي راديكالها پايان يافت و آنها در طي قانون اساسي سال 1848، اتحاديه سابق را به يك مملكت متحد تبديل كردند و بدنبال آن سوئيس به سرعت به پيشرفتهاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي فراواني نائل آمد.

سوئيس درجنگ جهاني اول بيطرف ماند ولي با مواجه با مشكلات فراواني از لحاظ موادغذايي و موادخام گرديد وبهمين خاطر پيمانهايي با آلمان و همچنين متفقين منعقد ساخت و تعهد كرد كه كالاهاي وارد شده از آنان را به هيچيك از طرفين متخاصم صادر نكند. درجنگ جهاني دوم نيز سوئيس بيطرف ماند.در همان جنگ متفقين اشتباهاٌ قسمتهايي ازشمال سوئيس (بخصوص شافها وزن)رابمباران كردند.طي جنگ،سوئيس نماينده 23 كشورمخاصم بوده و پس ازجنگ نيزميعادگاه مذاكرات صلح گرديد.درسالهاي بعدازجنگ اين كشور به پيشرفت هاي اقتصادي فراواني نائل گرديد وهم اكنون نيز شهرهاي مهم آن مركزچندين سازمان بين المللي هستند.تا قبل از سال 1979، سوئيس از 25 مملكت متحد (19 كانتون و 6 نيم كانتون) تشكيل يافته بود كه در اين سال نيم كانتونها تبديل به كانتون شده و ناحيه ژورانيز (كه آنزمان قسمتي از كانتون برن بود) تبديل به يك كانتون مجزا گرديدو بدينصورت تعداد تقسيمات كشوري سوئيس به26 رسيد.
مقالات بيشتر


چند نکته پیرامون کنسرتهای افغانها!
مهاجرت خود سختی ها و رنجهای زیادی در پی دارد که هموطنان ما با آن در طول سالهای زیاد درگیر هستند. از یکسو یادگرفتن زبان در کشور بیگانه و هماهنگ سازی خود با فرهنگ کشور میزبان و از سوی دیگر رنج دوری از وطن داغ های مهاجرت را بیشتر و دردناکتر میسازد. یکی از خاطرات که انسان را در تمام طول عمر همرای می کند موسیقی کشورش میباشد. با شنیدن ساز و نوای ملی خاطرات گذشته ما تازه می گردد و افتخارات ملی و تاریخی ما در ذهن ما مجسم می شوند و از سوی دیگر اطفال ما را در پروسه افغانیت و یادگرفتن زبان و عنعنات شان یاری می رساند. به دلیل همین مسأله کنسرت های هنرمندان ما در خارج از رونق خاص برخوردار است و ما شاهد آنیم که هر بر تعداد هنرمندان و استعدادهای جوانتر و بهتره افزوده میشود.
این محافل که در اصل مایه افتخار مایان باید باشد، بعضاً از طرف اشخاص بی مسوولیت و بعضاً مست به تشنج کشانیده میشود و در اینجا لازم میدانم چند نقطه را برای اشتراک کننده ها و برگزارکنندگان این محافل یادآوری نمایم. البته این نقطه نظر شخصی بنده میباشد و سائر دوستان میتوانند در زیر این مطلب پیامها و نظرات خویش را نیز مطرح نمایند:


در خصوص اشتراک کنندگان:
1. یکی از بی حرمتی های که عده ای در حق دیگران روا میدارند، همانا دیر آمدن شان به محل برگزاری کنسرت میباشد و هنرمند مجبور میگردد منتظر بماند تا سالن جمع و جوش خود را پیدا کند و کسانیکه به وقت تعیین شده خود را رسانده اند، باید نیز رنج انتظار را بکشند.
2. فرهنگ «فرمایش دادن آهنگ» (یا آهنگ فرمایشی) در کنسرت ها از دید بنده چیزیست کاملاً نادرست و از دورانی به ارث رسیده که با هنرمند معامله پولی میشد و او را حق خود می دانستند و او مجبور بود آهنگی را بخواند که به ذوق «صاحبان کنسرت» باشد. در بعضی ممالک حتی در بدل هر آهنگ پول پرداخته میشود. مثلاً در شوروی سابق معمول بود که در رستوارنت ها با فرمایش مبلغ پول پرداخته میشد و آواز خوان بعد از آن آهنگ را اجرا می کرد و حتي در زبان روسي يك ضرب المثل است كه ميگويد: «پرداخت كننده آهنگ را فرمايش ميدهد».
اما حالا ما در زمان دیگر و در مکان کاملاً متفاوت و با دید تازه روشن به قضیه هنر و هنرمند می بینیم و به حق هنرمند و ذوق او و حتی به ذوق دیگران نیز احترام باید گذاشت. و اگر آهنگی، از پارچه های اجرا شده خود آواز خوان سخت خوش ما می آید، بجاست که صرف پرزه ی (و چه بهتر پست کارتی) را برایش بفرستیم تا آنرا اجرا نماید، اما به هیچ صورت از تهدید و دشنام کار نگیریم.
3. هر هنرمند از خود برنامه ی دارد و پارچه های را برای کنسرت خویش در نظر گرفته است او خود بهتر میداند که کدام یک را در اول و دیگری را در وسط و انتها اجرا نماید و واضح است که او حق دارد از خود سبکی نیز داشته باشد و بعضی از پارچه ها شاید با سبک او همنوا نباشد. مثلاً هیچ وقت در کنسرت یک هنرمند هندی، که تا حال هیچ آهنگ فارسی را اجرا ننموده باشد، فرمایشی چنین آهنگی را ندهید. و کنسرت شنبه شب نیز به همین منوال پیش میرفت و زیادتر با غزل های هندی و افغانی آراسته شده بود و از قبل نیز در پوسترهای تبلیغاتی درج گردیده بود.
4. مشروب نخورید و اگر مینوشید کم و به اندازه ظرفیت وجود خود نوش جان کنید، چون اصلیت ذات شما را نمایان می کند و خدای نخواسته که چیزی در بساط عقلي انسان موجود نباشید و در آن صورت بی آب و بی ابرو می گردید.
5. بلاخره موضوع بعدی اینست که آهنگ «شیخ علی» را همه هنرمندان اجرا کرده نمیتوانند و مجبور هم نیستند که اجرا نمایند، بناً از وادار ساختن شان دست بردارید. گمان کنم که مولف این آهنگ نیز نمیتواند آهنگهای محمد رفیع و یا خانم لتا منگشکر و یا امثال آن را اجراء کند و چنین کاری نیز اشتباهست که او را وادار به اجرای پارچه های هندی بسازیم.
6. بعضی از هموطنان عزیز ما شوق زیاد به رقص کردن و پایکوبی دارند که این مسأله هم گمان کنم زیادتر با نوشیدن شراب رابطه دارد تا با هنر نمایی و يا شوق و حوص شان به اين هنر. در کنسرتهای که از طرف انجمن ملی افغانها در سویس برگزار میشوند اکثراً فامیلهای افغانی شرکت می ورزند که گمان کنم شوق کمتر به رقص و «رقاصی» داشته باشند. اکثر شان به شمول بنده برای شنیدن موسیفی به آنجا می روند و هنرمند هم بخاطر شهرت و موفقیت او در عرصه هنر آوازخوانی انتخاب می شود. اگر بعضی ها واقعاً علاقه به رقص دارند باید مزاحم دیگران نشوند و در گوشه ی برای خود برقصند چون حرکات شان از دید بنده بیشتر خنده آور و مسخره است تا زیبا و هنری (البته كسانيكه از خود بي خود هستند). اگرچه بعضی ها می گویند که ذوق ها مختلف است، اما من به این عقیده هم که انسانها به دو دسته تقسیم می شوند، یکی کسانیکه ذوق دارند و دیگر دسته ی که اصلاً هیچ ذوقی ندارند.

در خصوص برگزارکنندگان کنسرتها:
چون حالا اکثر کنسرت ها از طرف انجمن ملی افغانهای سویس دائر می گردد، پیشنهادات بنده نیز بیشتر متوجه طرزالعمل همین انجمن در محافل بعدی میباشد و خواستم که این نکته نظرها را به شکل یک نامه سرباز در سایت بگذارم، تا در صورت علاقمندی دیگران نیز در این مورد نظر پردازی نمایند:
1. کنسرت به وقت و زمان تعیین شده آغاز گردد و به درازا کشانده نشود و چه بهتر که ساعت 12 شب ختم گردد. در آن صورت همه تشنه از کنسرت بیرون میروند و خاطرات آنرا فراموش نمی کنند و اگر بیشتر از آن ادامه یابد از یکسو همه خسته و بیخواب می گردند و برگشت به خانه برای شان دشوار خواهد بود و از سوی دیگر مستی همان اشخاص بی مسوولیت اوج میگیرد و مزاحمت شان برای دیگران بیشتر می میگردد.
2. توجه به مسآله امنیت در داخل تالار بیشتر صورت بگیرد و اشخاصی برای سکیوریتی (امنیت) در نظر گرفته شوند، که جدی تر و سریعتر عمل می کنند. مثلاً در کنسرت اخیر باید به همان «آقا» اصلاً اجازه داده نمیشد که به روی استیج بیاید و در نتیجه باعث مزاحمت همه گردد و اگر هم بالا شده بود، باید زود و با شدت از استیج پایین آورده میشد.
3. چون ما در یک مملکت قانونمند، و حتی می توان گفت قانونمندترین و امن ترین مملکت، زندگی می کنیم باید در چنین حالات از نیروی پولیس ملی سوئیس استفاده شود و به مجردی شرارت از جانب کسی، باید با پولیس تماس گرفته شود و آن شخص به قانون تسلیم داده شود تا با او برخورد قانونی صورت گیرد و در آن صورت از عواقب عمل نا شایسته وی همه بدور می مانند. از سوی دیگر این امر باعث می گردد که امثال او در آینده متوجه حرکات خود می باشند و از چنین اعمال دست به دور نگه دارند. اگر چنین کاری میشد، هیچ تعدیدی از طرف او به آدرس انجمن نیز صورت نمی گرفت و «نامبرده ها» در آینده نام افغان را در اجتماع سویس نیز لطمه دار نمی کردند.
4. لیست اشخاص شرارت افگن (یا بهتر بگویم اشرار) ترتیب گردد و در کنسرت بعدی از ورود آنان جلوگیری به عمل آید. حتی در تبلیغات محفل بعدی نیز درج گردد که از آمدن اشخاص مزاحم و تشنج افگن معذرت می خواهیم. در مثال کنسرت شنبه شب میتوان از دو نفر نام برد، یکی اویکه بعد از پايين آمدن از استيج به همه داو و دشنام نثار كرد و دوم او آقای که شعار داد: «ما بخاطر ای ... به اینجا نیامدیم، ما بخاطر شیخ علی اینجا آمدیم».
5. با وجود ارزان بودن غذای افغانی در همه کنسرتهای انجمن ملی افغانهای سویس، مقدار و کیفیت آن، مانند دفعات قبلی، چندان تعریفی نداشت. غذا همیشه از طرف یک شخص آماده می گردد و تا حال چندین بار است که کیفیت درست ندارد. بهتر است تا در تبلیغات کنسرت گنجانیده شود که غرفه فروش غذا به اجاره داده میشود تا متقاضایان بیشتر با شرایط از قبل تعیین شده توسط انجمن، برای داوطلبی حاضر شوند. (و یا شاید هم بهتر باشد برای دو نفر به اجاره داده شود، چون در آن صورت رقابت سالم به مفاد حاضرين کنسرت ميگردد). بیجا نگفته اند که «آزموده را آزمودن خطاست».

امید که این پیشنهادات در عرصه بهتر شدن محافل افغانی رول موثری داشته باشد و بنده در صحبت شخصی با آقای عبدالصبور ناظری نیز مطرح می کنم. دوستانیکه نظریات موافق یا مخالف آنرا داشته باشند، میتوانند در بخش «نظر شما» ابراز نظر نمایند.

جر و بحث این موضوع را در تالارهای گفتگو و در این جا بخوانید.





صفحه براي چاپصفحه بدون عكس براي چاپ     ارسال براي دوستانارسال اين صفحه براي دوستان




براي دريافت اخبار، لطفاً ايميل تانرا درج خبرنامه نماييد.
 
صحفه اصلي|در باره سايت|خدمات|اعلانات|تماس با ما|بالا لينك به بالاي صفحه
Copyright © 2006 سايت فارسي زبانان سويس | مقررات | طرق استقاده