Temporary holder for the Flash® object

مطلب عاجل
کانالهای تلویزیونهای افغانی
چندیست که نشرات تلویزیون های افغانی نیز پهنه نشراتی شان را از طریق ستلایت برای هموطنان خارج از کشور وسعت داده اند که اولین کانال از داخل افغانستان شبکه آریانا میباشد. نشرات این کانالها در انترنت نیز قابل دریافت است و ما لینکهای این چینلها را در این جا میگذاریم.
Friday, 10 September 2010
 
دستگاه براي 8 غرفه تلفون

<
06 09 02
ريفراندم 24 سپتمبر در رابطه با قانون خارجي و پناهنده
طوريكه همه مطلع هستند به تاريخ 24 سپتمبر سال جاري ريفراندمي برگزار ميگردد كه در آن چندين مسأله به آراي مردم سويس گذاشته ميشود و از آنجمله دو موضوع آن، يعني قانون خارجي ها و قانون پناهندگي، ارتباط مستقيم با همزبانان ما در اين كشور دارد. قانون خارجي ها دسترسي اتباع كشورهاي غير از اتحاديه اروپا را به بازار كاري دولت سويس نظم ميبخشد و قانون پناهندگي نگهداشتن اشخاص پناهنده را بر اساس مسأئل بشردوستانه آسان ميسازد.
قانون سابقه خارجي ها كه در سال 1931 پاس شده بود تقاضاهاي فعلي را در بر نميگيرد. تغيرات در سيستم همزيستي خارجي ها با سوئيس ها، پرابلمهاي انتگراتسيون و ديگرگوني هاي بازار كار باعث ميگردد تا در قانون مذكور تغيراتي وارد گردد. گفته شده است كه در قانون جديد همه‌ي اين مسائل در نظر گرفته شده است.
همچنان استفاده جويي ها از نرمي قانوني پناهندگي بايد كمتر گردد و مسأله بازگشت آنعده از پناهنده هاي كه درخواست پناهندگي شان رد شده، حل گردد. و اين مقصد اصلي بازنگري قانون پناهندگي ميباشد. البته اشخاصيكه واقعاً زندگي شان در خطر ميباشد و يا تحت تعقيب هستند، هنوز هم ميتوانند در سوئيس پناه بجويند.
06 08 19
تاريخ سويس
سرزميني كه امروزه آن رابنام سوئيس ميشناسيم درگذشته هاي دورهلوتيا (Helvetia) نام داشت.هلوتيا درسال 58 قبل از ميلاد به تصرف فاتحان امپراطوري روم درآمد و يكي از ايالات آن تمدن عظيم گشت. درسال 395 ميلادي با تجزيه امپراطوري روم، سوئيس قسمتي از روم غربي شد. در قرن پنجم، بوسيله اقوام ژرمن آلماني و بورگوني فتح و اداره شد.درقرن 6قوم فرانك برسوئيس مسلط گشت.درقرن نهم، ‌به تصرف سوابيا وبورگوني عليا درآمد.

درسالهاي1033سوئيس قسمتي از امپراطوري مقدس روم گرديد و وحدت يافت و بعداٌ خاندانهاي فئودال برآن تسلط يافتند. در قرن 13 عمده ترين اين خاندانها، خاندان هاپسبورگ و ساووا بودند.

درنتيجه تجاوزخاندان هاپسبورگ به حقوق ملي درسال1291،‌نواحي (كانتونهاي) اونتروالدن، اوري وشويتس، يك اتحاديه دفاعي منعقد ساختند كه اساس كنفدراسيون فعلي سوئيس است.اين اتحاديه دفاعي منعقد ساختند كه اساس كنفدراسيون فعلي سوئيس است. اين اتحاديه در سال 1315 در ناحيه مورگاتن بر متجاوزان اتريشي (هاپسبورگ) غلبه يافت و پس از الحاق نواحي لوسرن، زوريخ، تسوگ، گلاروس و برن به خود، اتريشيها را در نواحي زمپاخ و نفلس (به ترتيب در سالهاي 1386 و 88) شكست كلي داد و دست خاندان هاپسبورگ را از سوئيس كوتاه نمود.در قرن پانزدهم،‌سوئيس از لحاظ قدرت نظامي تبديل به يكي ازممالك مقتدر اروپا گرديد. سوئيسيها پس ازتصرف نواحي آرگاو،تورگاو و تيچينو، بر قواي امپراطوري مقدس روم پيروزي يافتند و امپراطور ماكسيميليان اول پادشاه وقت مجبور به رسميت شناختن سوئيس درسال1499گرديد.سوئيس طي سالهاي 15 – 1510درجنگهاي ايتاليا دخالت كرد وطي سالهاي 13–1510با اخراج فرانسويان از ناحيه لومباردي، آن را به تصرف درآورد، ولي سرانجا در سال 1515 در ناحيه مارينيانو شكست خورده و با فرانسه پيمان صلح نواين را منعقد ساختنند و از آن پس، سوئيس مقام خود را بعنوان يك قدرت مهم اروپايي از دست داد و سياست بيطرفي پيشيه كرد. اصلاح ديني كه اولريش تسوينگلي در زوريخ، و ژان كالون در ژنو آن را تبليغ مي كردند،باعث جنگهاي داخلي شدووحدت،بمدت2قرن ازسوئيس رخت بربست.

سوئيسيها طي جنگهاي سي ساله (48 – 1618) دراروپا، بيطرفي خود را حفظ كردند از اينرو درسال1648درپيمان صلح و ستفالي كه درپايان جنگها منعقد شد،‌استقلال سوئيس به رسميت شناخته شد.طي يك قرن ونيم(درقرون هفده و هجده)،‌حكومت كانتونهاي سوئيس به دست طبقات ممتازافتاد.درقرن هجدهم، سوئيس بكلي اهميت سياسي خود را در اروپا از دست داد ولي در عوض از لحاظ فرهنگي و مادي پيشرفتهاي زيادي نمود. در دوره انقلاب فرانسه در اواخر قرن هجدهم ، فرانسويان سرزمين سوئيس را تحت عنوان جمهوري هلوتيا جبراٌ متحد ساختند. اين جمهوري وحدتي بيش از كنفدراسيون سست پيوند سابق داشت ولي درسال 1803 فرمان ميانيگري ناپلئون، كنفدراسيون سابق را تجديدحيات داد.

درسال 1815دركنفرانسهاي اروپايي وين و پاريس‌ بيطرفي هميشگي به سوئيس اعطا شد.دردهه چهارم قرن نوزدهم،حزب راديكال درسوئيس تأسيس گشت.دربيشتر كانتونها حكومت دموكراسي را برقرار كرد ولي كاتوليكها سر به مخالفت برداشتند و اين امر موجب وقوع جنگ زوندربوند درسال 1847 گرديد كه با پيروزي راديكالها پايان يافت و آنها در طي قانون اساسي سال 1848، اتحاديه سابق را به يك مملكت متحد تبديل كردند و بدنبال آن سوئيس به سرعت به پيشرفتهاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي فراواني نائل آمد.

سوئيس درجنگ جهاني اول بيطرف ماند ولي با مواجه با مشكلات فراواني از لحاظ موادغذايي و موادخام گرديد وبهمين خاطر پيمانهايي با آلمان و همچنين متفقين منعقد ساخت و تعهد كرد كه كالاهاي وارد شده از آنان را به هيچيك از طرفين متخاصم صادر نكند. درجنگ جهاني دوم نيز سوئيس بيطرف ماند.در همان جنگ متفقين اشتباهاٌ قسمتهايي ازشمال سوئيس (بخصوص شافها وزن)رابمباران كردند.طي جنگ،سوئيس نماينده 23 كشورمخاصم بوده و پس ازجنگ نيزميعادگاه مذاكرات صلح گرديد.درسالهاي بعدازجنگ اين كشور به پيشرفت هاي اقتصادي فراواني نائل گرديد وهم اكنون نيز شهرهاي مهم آن مركزچندين سازمان بين المللي هستند.تا قبل از سال 1979، سوئيس از 25 مملكت متحد (19 كانتون و 6 نيم كانتون) تشكيل يافته بود كه در اين سال نيم كانتونها تبديل به كانتون شده و ناحيه ژورانيز (كه آنزمان قسمتي از كانتون برن بود) تبديل به يك كانتون مجزا گرديدو بدينصورت تعداد تقسيمات كشوري سوئيس به26 رسيد.
06 08 19
جغرافيه
سوئيس با 293،41 كيلومتر مربع وسعت (صد وهجدهمين كشور جهان ) در نيمكره شمالي، نيمكره شرقي،درمركز قاره اروپا،‌بدور ازدرياي آزاد،دركوههاي آلپ و درهمسايگي كشورهاي آلمانغربي در شمال، فرانسه در شمالغربي و غرب، ايتاليا در جنوب و اتريش و ليختن اشتاين در شرق واقع شده است.سوئيس يكي از كوهستاني ترين و مرتفع ترين كشور هاي اروپا است. رشته كوه آلپ مهمترين رشته كوه آن است كه حدود 60% خاك سوئيس را در برگرفته و پس از آن رشته كوه ژوار است كه در غرب واقع شده است. جلگه هاي آن عمدتاٌ در نواحي شمالي واقع شده اند . از مهمترين رودهاي آن ميتوان از: راين، آر، رون و اين نامبرد. جنگلها در آن وسعت زيادي دارند. درياچه هاي آن فراوان بوده از جمله: ژنو (582 كيلومتر مربع)،‌مادجوره (212 كيلومتر مربع)، بادن و زوريخ. آب و هواي آن معتدل كوهستاني همراه با بارندگي فراوان است.بلندترين نقطه آن قله دوفواشپيتسه با 633، 4 متر ارتفاع بوده و رود آن آر (295 كيلومتر) نيز طويلترين رود آن پس از رود راين ميباشد.

معلومات همه جانبه را به زبان انگليسي ميتوانيد از سايت «در باره سويس» به دست بياوريد.
06 08 19
ملاحظات سياسي
حكومت سوئيس جمهوري بوده و قدرت اجرايي دراختيار شوراي فدرال كه شامل 7 نفر و بمدت 4سال توسط مجلس فدرال انتخاب ميشنود ميباشد.هرساله ازبين اعضاء اين شورا يك رئيس جمهور و معاون انتخاب ميشود. شوراي مزبور كه اعضايش گرداننده هفت وزارتخانه دولت ميباشند قدرت اصلي اجرايي مملكت را در اختيار دارد. قوه مقننه ازمجلس فدرال شامل مجلسين شوراي ايالات با 46 عضو با دوره نمايندگي 3 يا 4 سال و شوراي ملي با 200 عضو با دوره نمايندگي 4 سال تشكيل يافته است.قانون اساسي موجود در سال 1848 تدوين شده و در سال 1874 اصلاحاتي بر آن افزوده گرديده است.براساس آخرين تقسيمات كشوري سوئيس از 26 ايالت(يا كانتون) تشكيل يافته كه هركدام زيرنظر نمايندگان قانونگذار منتخب مردم اداره شده و هريك به بخشهاي كوچكتري (COMMUNE) و يا (Gemeinde) تقسيم مي شوند.كنفدراسيون سوئيس كه درسال1291ايجادشد ازسال 1848 به دولتي فدرال مبدل شده است كه 26منطقه نسبتاً خودمختار رادرخودجاي ميدهد.اين مناطق،خود به شهرهايي(كلاًدرحدود3000 شهر)تقسيم ميشوند كه به نوبه خود تا حدودي از خود مختاري برخوردارند.اصل مردم سالاري مستقيم درقانون اساسي فدرال تصريح شده است كه حتي در سطوح منطقه اي وشهري نيز اعمال مي شود. رأي دهندگان مكرراحقوق قانوني خويش را ازطريق انتخاب نمايندگان يا رأي دادن به حق قانونگذار عمومي يا همه پرسي اعمال مي كنند.مركززدائي ومردم سالاري مستقيم كه از ويژ گيهاي نظام سياسي وآموزشي است به حوزه هاي نظامي نيز بسط يافته است.درسطح فدرال،پارلمان(مجلس فدرال)از2مجلس با اختياراتي برابرتشكيل ميشود.مجلس شوراي ملي(200عضو) وشوراي مناطق(46عضو)

شوراي فدرال از7عضو تشكيل ميشود كه به مدت 4 سال توسط مجلس فدرال انتخاب مي شوند وهرساله يكي ازاعضاي مجلس فدرال باحفظ سمت به عنوان رئيس جمهور كنفدراسيون انتخاب ميگردد.اساساً سازمان سياسي اداري مناطق (يا ايالات) مشابه سازمان كنفدراسيون است كه قوه مقننه، مجريه وقضائيه ازخود مختاري مالي واعتباري برخوردارند.ساختارها از يك منطقه تا منطقه ديگر به دليل، رشد اقتصادي وبويژه بزرگي منطقه تفاوت قابل ملاحظه اي دارند.به عنوان مثال جمعيت منطقه اي زوريخ 79برابرجمعيت منطقه اي آپن زل اينر رودس است.

فعاليت احزاب درسوئيس آزاد بوده واحزاب مهم آن عبارتنداز:

. سوسيال دموكرات

. راديكال دموكرات

. دموكرات مسيحي

· حزب خلق سوئيس

. ليبرال دموكرات

. حزب كار (كمونيست)

· جمهوريخواه

كشورسوئيس درسال1648 مستقل شده وروزملي آن اول اگست است.

اين کشوردرسازمانهاي افتا،شوراي اروپا،سي سي دي،آيسم،اسا،فائو،گات،يا آآ،ايكائو،ايدب،كميته بين المللي صليب سرخ،ايلو،ايمكو،اينتلسات،ايتو،اوااسي دي،اونكتاد، يونيدو،آندپ، يونسكو، يونيسف، ويپو،ومو، يونيتار، آنروا، يوپو،وهو، وفپ و رابطه بازرگاني با جامعه اقتصادي اروپا عضويت دارد.

معلومات همه جانبه را به زبان انگليسي ميتوانيد از سايت «در باره سويس» به دست بياوريد.
مقالات بيشتر


رهنماي حجاج با زبان ساده
از حيثيكه مناسك حج اكثراً به لسان عربي مي باشد،‌و استفاده از آن براي غير علما دشوار بوده، بناً منسك حج مختصر و كوتاه به زبان فارسي براي استفاده عموم حجاج كرام از كتب معتبرهء اخناف جمع آوري نموده ام و به قيد تحرير در آورده ام. زاداً المعاد.
و گفت عليه الصلوة و السلامۀ يك حج قبول شده بهتر است از دنيا و هر چه در دنيا است و آنرا هيچ جزايي نيست مگر بهشت* و قبولي آن اينكه در آن گناه و خلاف واقع نشود و بعضي گفته اند كه در حج جنايت نشود و توصيه ميشود براي حجاج كرام كه بايد از جنگ و جدال و خلاف و كارهاي كه سبب جنايت در احرام ميگردد، پرهيز نمايند.
بسم الله رحمن الرحيم طوهو الغفور الرحيم ط

وظيفه اول در بيان احرام بستن
حاجي كه قصد احرام بستن مي كند سنت است كه ابتدا غسل نمايد و اگر به وضو نيز اكتفا كند روا باشد و بعد از غسل و يا وضو، ازار و ردا را كه عبارت از دو لنگ مي باشد بپوشد، و سپس چنانچه اوقات مكروهه نباشد، دو ركعت نماز سنت احرام بخواند، (اوقات مكروهه عبارتند از: وقت طلوح آفتاب، وقت غروب آفتاب و هنگام ظهر ساعت 12) و اگر قصد داشت كه بعد از نماز صبح يا عصر يا در اوقات مكروهه‌اي ذكر شده احرام ببندد، نبايد نماز سنت را بخوئاند. در نيت اين نماز دو ركعت نماز سنت احرام بگويد و اگر مطلق دو ركعت نماز نيز بگويد. هم كافي مي باشد. و مستحب است كه در ركعت اول همراه الحمدالله سوره قل يا ايها الكفرون را بخواند و در ركعت دوم همراه الحمدالله سوره قل هوالله احد را بخواند و بعد از ختم نماز چنان نيت كن و بگويد كه من خود را حاجي تمتع مي كنم:
اللهم اني اريد العمرة فيسرها لي و تقبلها مني واعني عليها و بارك لي
اي خداي من اراده دارم عمره را، پس آسان بگردان و قبول كن از من
صـ فيها نويت العمرة و احرمت بها لله تعالي
و توفيق بده من را بر ادأ عمره و بركت كن بر من در عمره، نيت كردم عمره را و احرام بستم به عمره براي رضاي خدا متعال.
و بعد از نيت تلبيه بگويد:
لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك، ان الحمد والنعمة لك و الملك لا شريك لك
و بعد از خواندن دو ركعت سنت احرام و نيت عمره و گفتن تلبيه مستحب است كه درود بر محمد (ص) بگويد و بعد از افعال مذكور شخص احرام دار گفته ميشود. لازم است بر آن كه پرهيز كند. از استعمال عطر و يا ديگر خوشبويي و از تراشيدن و كندن موي و قطعه كردن ناخن و از پوشيدن سر خود و از پوشيدن كالاي دوخته شده و غير ذلك نيز بايد پرهيز نمايد. و اگر حاجي زن باشد سر خود را بپوشد و كالاي دوخته به بر كند. فقط احرام زن در روي آن ميباشد كه بايد لخت بوده و پوشيده نباشد و بستن حميان و كمربند مباح ميباشد و مستعحب است. بسيار گفتن تنبيه تا كه شروع كند به طواف عمره، بعد از آن تنبيه نگويد.....

وظيفه دوم در بيان طواف خانه و سعي ميان صفاء و مروه
طواف عبارت از هفت دور خوردن است به دور خانهء كعبه و لازم است كه در وقت شروع طواف طهارت و وضو داشته باشد و لازم است كه ابتداي شروع طواف از برابر حجر الاسود باشد و سنت است اضطباع كه عبارت از برهنه كردن شانه راست و گردانيدن رداء در زير بغل راست و بر شانه چپ انداختن در وقت طواف عمره و حج، نه در وقت سعي و وقت ايستادن به عرفه و وقت زدن جمره ها. كه در اين سه وقت شانه راست پوشيده باشد و در وقت نماز نيز شانه پوشيده باشد و سنت از پهلوان شاني كردن. در سه شرط اول از طواف عمره و طواف حج و در وقت شروع كردن به طواف مقابل حجر الاسود ايستاده شود و بگويد:
اللهم اني اريد ان اطوف بهذا البيت الحرام سبعة اشواط لوجهك
اي خداي من اراده دارم كه طواف كنم به همين خانه محترم هفت شوط براي ذات مكردم تو. پس آسان كن بر من و قبول كن از من.
الكريم فيسره لي وتقبله مني.
و بعد از نيت كردن شروع به طواف كن و در سه شوط اول پهلوان شاني كند و در چهار شود ديگر به آرامي برود و در هر دور كه مقابل حجرالاسود ميرسد، بگويد:
بسم الله و الله اكبر و الحمدالله و الصلوة و السلام علي رسول الله
و بعد از فارغ شدن از طواف دو ركعت نماز واجب طواف در مسجد الحرام بخواند و اگر پس مقام ابراهيم عليه السلام خوانده شود خوبتر است و اگر ازدحام بود به هر محل كه در مسجود خوانده شود كافي ميباشد و بعد از دو ركعت واجب طواف بطرف چاه زمزم برود و از آب زمزم قد طاقت بنوشد و چيز بر جسم خود بپاشد و بعد از آن به طرف صفا برود...

وظيفه سوم در بيان سعي بين صفاء و مروه
چون حاجي به صفا رسيد، بلند شود بر صفا تا كه ببيند كعبه شريف را و روي بطرف خانهء كعبه كند و بگويد:
اللهم اني اريد ان اسعي بين الصفاء و المروة سبعةاشواط لوجهك
اي خداي من اراده دارم كه بروم در بين صفا و مروه هفت بار براي ذات مكرد تو. پس آسان كن بر من و قبول كن از من
الكريم فيسره لي و تقبله مني
و آنگاه سه بار بگويد: الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر و الله الحمد و بعد دعا كند و بعد از دعا كردن برود بطرف مروه و در بين دو ستون سبز شتاب كند و بعد از آن آهسته برود تا به مروه برسد و به مروه كه رسيد، سا بار تكبير بگويد و دعا كند. از صاأ تا مروه يك شوط مي باشد و از مروه تا به صا شوط ديگر ميباشد پس از يك طرف چهار مرتبه و از طرف ديگر سه مرتبه ميباشد و بعد از فارغ شدن از سعي سر خود را بتراشد و اگر حاجي زن باشد اندازهء سر انگشت از موي هاي سر خود كوتاه كند و بعد از تراشيدن و كوتاه كردن كالاي خود را به بر كند و به لباس خود باشد تا روز هشتم ذالحجه كه احرام حج بسته ميشود.

وظيفه چهارم در بيان حج
چون روز هشتم ذالحجه شود احرام ببند براي حج به مثل احرام عمره كه در بيان عمره گذشت. بعد از غسل كردن و يا وضو نمودن جهت احرام بستن و پوشيدن دو لنگ ازار و رداء و بعد از خواندن دو ركعت سنت احرام چنين نيت كند:
اللهم اني اريد الحج الفرض فيسره لي و تقبل مني واعني عليه و بارك لي
اي خداي من اراده دارم حج فرض را، پس آسان بگردان و قوبل كن از من
صـ فيه نويت الحج و احرمت به الله تعالي
و توفيق بده من را به ارادهء حج و بركت كن بر من در حج. نيت كردم حج را و احرام بستم به حج براي رضاي خداي متعال. و بعد از نيت سه بار تلبيه بگويد:
لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك، ان الحمد و النعه لك و الملك لا شريك لك.
و بعد از آن طواف كعبه را بجا آورده و دو ركعت واجب طواف بخواند و بعد از آن بطرف منا برود و بودن شب 9 ذالحجه در مناسنت است و در روز 9 ذالحجه بعد از طلوع آفتاب بطرف عرفات برود و در راه تلبيه بگويد و يا سبحان الله و باقي اذكار و درود بر محمد مصطفي (ص) بگويد و چون بعرفات رسيد بعد از زوال ميل آفتاب بطرف جبل الرحمة كه جاي ايستادن عليه الصلوة و السلام است برود تا بعد از غروب آفتاد و بعداً بطرف مزدلفه برود. و شب را در مزدلفه گذرانده و اكثراً شب را به دعا و تضرع و گريه و زاري مصروف كند و بعد از طلوع صبح بطرف مشعرالحرام كه در مزدلفه ميباشد و جاي ايستادن عليه الصلوة و السلام است برود و دعا كند براي خود و الدين خود و عامهء مسلمين و بعد از آن پيش از طلوح آفتاب بطرف منا برود و براي خود سنگريزه به اندازهء باقلي براي جمره ها بر دارد.

وظيفه روز اول عيد
1- زدن جمرهء عقبه به هفت سنگريزه به اندازهء باقلي در هفت دفعه و هر دفعه با يك سنگريزه و در هر دفعه بگويد الله اكبر. سنگريزه ها بايد به جمرات برسد و يا نزديك آن به اندازهء كمتر از دو متر مروج، اگر دور افتاد اعاده كند.
2- ذبح كردن گوسفند شكر بعد از زدن جمرعه عقبه.
3- تراشيدن موي سر مرد و يا كوتاه كردن قدر انگشت از موي سر زن.
4- پوشيدن كالاي دوخته براي مردان و بعد از آن بطرف مكة المكرمه برود، براي طواف فرض حج و طواف كند كعبه را به هفت شود. در سه شوط اول پهلوان شاني كند و در چهار شوط ديگر به آهستگي برود و رعد از طواف كعبه دو ركعت واجب طواف را بخواند و بعد از آن بطرف صفا برود و سعي كند به مثل سعي كه در عمره نموده است و بعداً بطرف منا برود.

وظيفهء روز دوم عيد
1- زدن جمرهء اول كه نزديك مسجد خيف ميباشد به هفت سنگريزه به اندازه باقلي در هفت دفعه هر دفعه با يك سنگريزه بعد از ساعت 12 ظهر و قبل از آن نزند كه گوسفند لازم ميشود.
2- زدن جمرهء وسطي با هفت سنگريزه در هفت دفعه هر دفعه با يك سنگريزه بعد از ساعت 12 ظهر.
3- زدن جمرهء عقبه با هفت سنگريزه در هفت دفعه هر دفعه با يك سنگريزه بعد از ساعت 12 ظهر.

وظيفه روز سوم عيد
1- زدن جمرهء اول با هفت سنگريزه در هفت دفعه با يك سنگريزه بعد از ساعت 12 ظهر
2- زدن جمرهء وسطي با هفت سنگريزه در هفت دفعه هر دفعه با يك سنگريزه بعد از ساعت 12 ظهر
3- زدن جمرهء عقبه با هفت سنگريزه در هفت دفعه هر دفعه با يك سنگريزه بعد از ساعت 12 ظهر.

و بعد از زدن جمره ها بطرف مكة المكرمه برود و هر وقت كه قصد رفتن به مدينه المنوره را نمود طواف خانه كعبه را به هفت شوط بكند و دو ركعت واجب طواف را بخواند و آب زمزم قدر توان بنوشد و همرا خود از اين آب بردارد.

مسائل خاص مربوط به زنان
احرام زن مانند احرام مرد بوده ليكن در 12 مورد فرق داشته كه مي بايست بانوان به آن توجه داشته باشند:
1- زن فقط روي آن پوشيده نباشد. هر نوع لباس دوخته شده و كفش براي آن ممانعت ندارد، بشرطي كه خوشبويي و عطر استفاده ننمايد و در لباس نباشد.
2- زني كه احرام بسته است بايد بر خلاف مرد احرام دار سر خود را بپوشد.
3- زن نبايد صداي خود را در هنگام تلبيه گفتن و دعا كردن بلند كند.
4- زن پهلوان شاني و شانه لخت كردن را در طواف ندارد.
5- زن حق بوسيدن حجرالاسود را در وقت ازدحام ندارد.
6- زن دو ركعت واجب طواف در گوشهء مسجد و دور از مردان بخواند.
7- زن بين دو ستون سبز رنگ در وقت سعي آرام برود، برخلاف مردان.
8- زن در وقت ازدحام مردان بر كوه صفا و مروه بلند نشود.
9- زن سر خود را نتراشد بلكه به اندازهء سر انگشت از موي سر خود را كوتاه كند.
10- اگر زن حيض گرديد در سه روز عيد بعد از پاك شدن طواف خانه را بكند و جريمه ندارد.
11- اگر زن طواف فرض را كرد در روز عيد و در وقت طواف وداع حيض گرديد و رفقاي وي قصد وطن را نمودند، طواف وداع از وي ساق ميگردد و جريمه ندارد.

مسائل ضروري در وقت احرام داشتن
1- حجاجي كه خانم همراي خود دارند، لازم است كه از جماع كردن و بوسه زدن و غيره در وقت احرام پرهيز نمايند كه جريمهء كلان دارد.
2- حاجي در وقت داشتن احرام در حج و عمره از تراشيدن و كندن و اصلاح موي تمام بدن خود (سر، ريش، سبيل، زير بغل و غيره) و گفتن ناخن پرهيز كند. چه حاجي زن باشد، چه مرد.
3- حاجي كه مرد باشد از پوشيدن جامه دوخته شده و پوشيدن سر و كفش و موزه در وقت احرام پرهيز كند.
4- اگر حاجي زن باشد فقط در وقت احرام داشتن روي آن پوشيده نباشد.
5- حاجي مرد باشد يا زن، از استعمال عطر و غيره خوشبويي ها و از لباس خوشبوي پرهيز كند.
6- حاجي مرد باشد يا زن، از پوشيدن يو خود و از بستن خوشبويي ها به لباس خود و يا سرمه كردن چشم ها با سرمهء خوشبو و خوردن عطر و غيره خوشبويي ها چرب كردن وجود و رنگ كردن موي بدن پرهيز نمايد.
7- حاجي مرد باشد يا زن از كشتن شپش لباس خود و كشتن حيوانات سحرايي حرم و شستن سر و ريش و بدن توسط صابون و غيره پرهيز نمايد و همچنان از قطع كردن درختان حرم و خاشه هاي حرم پرهيز كند.
براي حجاج مرد يا زن اگر خلاف آنچه در اين مناسك ذكر شد پيش آمد، بصورت فوري نزد عالم حنيفي مذهب رفته و از جريمه خود پرسان كند تا كه اجراء نمايند. چونكه اين مناسك جهت برادران غير از علما تحرير گرديده است، ذكر جرائم خلاف موجب طولاني شدن مناسك گرديده و براي حجاج غير از علما بي فايده و خسته كن ميشود. كفايت به همين قدر نموده شده و برا ياينكه مسائل حج بسيار دشوار و محتاج به علما ميباشد يك خلاف بيان ميشود. چونكه روز اول عيد، اول زدن جمرهء عقبه، دوم ذبح كردن گوسفند، سوم تراشيدن سر و بعداً پوشيدن لباس دوخته مي باشد، اگر از اين ترتيب بگذرد گوسفند لازم گردد.
قابل تذكر است اگر حاجي صاحب اول به مكة المكرمه برود از ميدان هوايي افغانستان احرام ببندد و اگر به مدينة المنوره برود احرام از صيقات مدينة المنوره ببندد.


در درالمحتار صفحهء 252 نقل شده از منسك اين امير حاج:
اگر رفقاي حاجيه قصد نمودند به وطن بازگشت نمايند و زن حاجيه هنوز پاك نشده بود از خوه حيض يانفاس و پرسان كرد كه من طواف خانهء خدا را بكنم در جواب گفته شود برايتان روا نباشد دخول مسجد و اگر داخل شديد و طواف كرديد گناه كار ميباشيد. اما طواف تان صحيح مي باشد و لازم است بروي كه يك گاو يا يك شتر ذبح كني.

آداب زيارة الرسول در مدينتة المنوري
حاجي صاحب كه از احكام حج فارغ گرديد، قصد زيارت سرور كاينتات (ص) را بنمايد و در مسير راه بسيار درود بخواند و دل خود و بدن و اعضاي خود را از معاص پاك كند و هر چند كه نزديكتر شود به مدينةالمنوره شوق و ذوق آن افزون تر گردد و در وقت دخول مدينةالمنوره بايد غسل كند و يا وضو گيرد و لباس هاي خوب بپوشد و پيش از هر كار عازم مسجدالرسول (ص) شود و دو ركعت تحيه مسجد بخواند. بسياريه عاجزي و خشوع رو بروي روضهء رسول (ص) برود و چنان تصور داشته باشد كه در حضور عليه الصلوة و السلام ايستاده است و به كمال ادب و عاجزي روبروي روضهء رسول (ص) ايستاده و رسول الله (ص) را شفيع كرده نزد خداوند مهربان دعا براي خود و والدين خود و عامه مسلمين بكند و بايد اكثر اوقات خود را در مسجد الرسول (ص) بگذراند و به زيارت شهداي احد و مساجد خمسه و زيارت جنة البقيمعه و ديگر مواضعه متبركه صرف نمايد و اين سفر مقدس را غنيمت شمرده و بايد در ينج وقت نماز به جماعت حاضر شود و سنت است چهل نماز خواندن در مدينة الرسول و در وقت خارج شدن از مدينة المنوره با چشم گريان و جگر بريان و داغ نمايد و من عاجز بي بضاعت و مستغرق گناه و قصور را در تمام مواضع دعا در مكة المكرمه و مدينتة المنوره فراموش نكند.
والسلام





صفحه براي چاپصفحه بدون عكس براي چاپ     ارسال براي دوستانارسال اين صفحه براي دوستان




براي دريافت اخبار، لطفاً ايميل تانرا درج خبرنامه نماييد.
 
صحفه اصلي|در باره سايت|خدمات|اعلانات|تماس با ما|بالا لينك به بالاي صفحه
Copyright © 2006 سايت فارسي زبانان سويس | مقررات | طرق استقاده