چند نکته پیرامون کنسرتهای افغانها!
تاریخ : 2007/01/16
موضوع : (اخبار)


مهاجرت خود سختی ها و رنجهای زیادی در پی دارد که هموطنان ما با آن در طول سالهای زیاد درگیر هستند. از یکسو یادگرفتن زبان در کشور بیگانه و هماهنگ سازی خود با فرهنگ کشور میزبان و از سوی دیگر رنج دوری از وطن داغ های مهاجرت را بیشتر و دردناکتر میسازد. یکی از خاطرات که انسان را در تمام طول عمر همرای می کند موسیقی کشورش میباشد. با شنیدن ساز و نوای ملی خاطرات گذشته ما تازه می گردد و افتخارات ملی و تاریخی ما در ذهن ما مجسم می شوند و از سوی دیگر اطفال ما را در پروسه افغانیت و یادگرفتن زبان و عنعنات شان یاری می رساند. به دلیل همین مسأله کنسرت های هنرمندان ما در خارج از رونق خاص برخوردار است و ما شاهد آنیم که هر بر تعداد هنرمندان و استعدادهای جوانتر و بهتره افزوده میشود.
این محافل که در اصل مایه افتخار مایان باید باشد، بعضاً از طرف اشخاص بی مسوولیت و بعضاً مست به تشنج کشانیده میشود و در اینجا لازم میدانم چند نقطه را برای اشتراک کننده ها و برگزارکنندگان این محافل یادآوری نمایم. البته این نقطه نظر شخصی بنده میباشد و سائر دوستان میتوانند در زیر این مطلب پیامها و نظرات خویش را نیز مطرح نمایند:


در خصوص اشتراک کنندگان:
1. یکی از بی حرمتی های که عده ای در حق دیگران روا میدارند، همانا دیر آمدن شان به محل برگزاری کنسرت میباشد و هنرمند مجبور میگردد منتظر بماند تا سالن جمع و جوش خود را پیدا کند و کسانیکه به وقت تعیین شده خود را رسانده اند، باید نیز رنج انتظار را بکشند.
2. فرهنگ «فرمایش دادن آهنگ» (یا آهنگ فرمایشی) در کنسرت ها از دید بنده چیزیست کاملاً نادرست و از دورانی به ارث رسیده که با هنرمند معامله پولی میشد و او را حق خود می دانستند و او مجبور بود آهنگی را بخواند که به ذوق «صاحبان کنسرت» باشد. در بعضی ممالک حتی در بدل هر آهنگ پول پرداخته میشود. مثلاً در شوروی سابق معمول بود که در رستوارنت ها با فرمایش مبلغ پول پرداخته میشد و آواز خوان بعد از آن آهنگ را اجرا می کرد و حتي در زبان روسي يك ضرب المثل است كه ميگويد: «پرداخت كننده آهنگ را فرمايش ميدهد».
اما حالا ما در زمان دیگر و در مکان کاملاً متفاوت و با دید تازه روشن به قضیه هنر و هنرمند می بینیم و به حق هنرمند و ذوق او و حتی به ذوق دیگران نیز احترام باید گذاشت. و اگر آهنگی، از پارچه های اجرا شده خود آواز خوان سخت خوش ما می آید، بجاست که صرف پرزه ی (و چه بهتر پست کارتی) را برایش بفرستیم تا آنرا اجرا نماید، اما به هیچ صورت از تهدید و دشنام کار نگیریم.
3. هر هنرمند از خود برنامه ی دارد و پارچه های را برای کنسرت خویش در نظر گرفته است او خود بهتر میداند که کدام یک را در اول و دیگری را در وسط و انتها اجرا نماید و واضح است که او حق دارد از خود سبکی نیز داشته باشد و بعضی از پارچه ها شاید با سبک او همنوا نباشد. مثلاً هیچ وقت در کنسرت یک هنرمند هندی، که تا حال هیچ آهنگ فارسی را اجرا ننموده باشد، فرمایشی چنین آهنگی را ندهید. و کنسرت شنبه شب نیز به همین منوال پیش میرفت و زیادتر با غزل های هندی و افغانی آراسته شده بود و از قبل نیز در پوسترهای تبلیغاتی درج گردیده بود.
4. مشروب نخورید و اگر مینوشید کم و به اندازه ظرفیت وجود خود نوش جان کنید، چون اصلیت ذات شما را نمایان می کند و خدای نخواسته که چیزی در بساط عقلي انسان موجود نباشید و در آن صورت بی آب و بی ابرو می گردید.
5. بلاخره موضوع بعدی اینست که آهنگ «شیخ علی» را همه هنرمندان اجرا کرده نمیتوانند و مجبور هم نیستند که اجرا نمایند، بناً از وادار ساختن شان دست بردارید. گمان کنم که مولف این آهنگ نیز نمیتواند آهنگهای محمد رفیع و یا خانم لتا منگشکر و یا امثال آن را اجراء کند و چنین کاری نیز اشتباهست که او را وادار به اجرای پارچه های هندی بسازیم.
6. بعضی از هموطنان عزیز ما شوق زیاد به رقص کردن و پایکوبی دارند که این مسأله هم گمان کنم زیادتر با نوشیدن شراب رابطه دارد تا با هنر نمایی و يا شوق و حوص شان به اين هنر. در کنسرتهای که از طرف انجمن ملی افغانها در سویس برگزار میشوند اکثراً فامیلهای افغانی شرکت می ورزند که گمان کنم شوق کمتر به رقص و «رقاصی» داشته باشند. اکثر شان به شمول بنده برای شنیدن موسیفی به آنجا می روند و هنرمند هم بخاطر شهرت و موفقیت او در عرصه هنر آوازخوانی انتخاب می شود. اگر بعضی ها واقعاً علاقه به رقص دارند باید مزاحم دیگران نشوند و در گوشه ی برای خود برقصند چون حرکات شان از دید بنده بیشتر خنده آور و مسخره است تا زیبا و هنری (البته كسانيكه از خود بي خود هستند). اگرچه بعضی ها می گویند که ذوق ها مختلف است، اما من به این عقیده هم که انسانها به دو دسته تقسیم می شوند، یکی کسانیکه ذوق دارند و دیگر دسته ی که اصلاً هیچ ذوقی ندارند.

در خصوص برگزارکنندگان کنسرتها:
چون حالا اکثر کنسرت ها از طرف انجمن ملی افغانهای سویس دائر می گردد، پیشنهادات بنده نیز بیشتر متوجه طرزالعمل همین انجمن در محافل بعدی میباشد و خواستم که این نکته نظرها را به شکل یک نامه سرباز در سایت بگذارم، تا در صورت علاقمندی دیگران نیز در این مورد نظر پردازی نمایند:
1. کنسرت به وقت و زمان تعیین شده آغاز گردد و به درازا کشانده نشود و چه بهتر که ساعت 12 شب ختم گردد. در آن صورت همه تشنه از کنسرت بیرون میروند و خاطرات آنرا فراموش نمی کنند و اگر بیشتر از آن ادامه یابد از یکسو همه خسته و بیخواب می گردند و برگشت به خانه برای شان دشوار خواهد بود و از سوی دیگر مستی همان اشخاص بی مسوولیت اوج میگیرد و مزاحمت شان برای دیگران بیشتر می میگردد.
2. توجه به مسآله امنیت در داخل تالار بیشتر صورت بگیرد و اشخاصی برای سکیوریتی (امنیت) در نظر گرفته شوند، که جدی تر و سریعتر عمل می کنند. مثلاً در کنسرت اخیر باید به همان «آقا» اصلاً اجازه داده نمیشد که به روی استیج بیاید و در نتیجه باعث مزاحمت همه گردد و اگر هم بالا شده بود، باید زود و با شدت از استیج پایین آورده میشد.
3. چون ما در یک مملکت قانونمند، و حتی می توان گفت قانونمندترین و امن ترین مملکت، زندگی می کنیم باید در چنین حالات از نیروی پولیس ملی سوئیس استفاده شود و به مجردی شرارت از جانب کسی، باید با پولیس تماس گرفته شود و آن شخص به قانون تسلیم داده شود تا با او برخورد قانونی صورت گیرد و در آن صورت از عواقب عمل نا شایسته وی همه بدور می مانند. از سوی دیگر این امر باعث می گردد که امثال او در آینده متوجه حرکات خود می باشند و از چنین اعمال دست به دور نگه دارند. اگر چنین کاری میشد، هیچ تعدیدی از طرف او به آدرس انجمن نیز صورت نمی گرفت و «نامبرده ها» در آینده نام افغان را در اجتماع سویس نیز لطمه دار نمی کردند.
4. لیست اشخاص شرارت افگن (یا بهتر بگویم اشرار) ترتیب گردد و در کنسرت بعدی از ورود آنان جلوگیری به عمل آید. حتی در تبلیغات محفل بعدی نیز درج گردد که از آمدن اشخاص مزاحم و تشنج افگن معذرت می خواهیم. در مثال کنسرت شنبه شب میتوان از دو نفر نام برد، یکی اویکه بعد از پايين آمدن از استيج به همه داو و دشنام نثار كرد و دوم او آقای که شعار داد: «ما بخاطر ای ... به اینجا نیامدیم، ما بخاطر شیخ علی اینجا آمدیم».
5. با وجود ارزان بودن غذای افغانی در همه کنسرتهای انجمن ملی افغانهای سویس، مقدار و کیفیت آن، مانند دفعات قبلی، چندان تعریفی نداشت. غذا همیشه از طرف یک شخص آماده می گردد و تا حال چندین بار است که کیفیت درست ندارد. بهتر است تا در تبلیغات کنسرت گنجانیده شود که غرفه فروش غذا به اجاره داده میشود تا متقاضایان بیشتر با شرایط از قبل تعیین شده توسط انجمن، برای داوطلبی حاضر شوند. (و یا شاید هم بهتر باشد برای دو نفر به اجاره داده شود، چون در آن صورت رقابت سالم به مفاد حاضرين کنسرت ميگردد). بیجا نگفته اند که «آزموده را آزمودن خطاست».

امید که این پیشنهادات در عرصه بهتر شدن محافل افغانی رول موثری داشته باشد و بنده در صحبت شخصی با آقای عبدالصبور ناظری نیز مطرح می کنم. دوستانیکه نظریات موافق یا مخالف آنرا داشته باشند، میتوانند در بخش «نظر شما» ابراز نظر نمایند.

جر و بحث این موضوع را در تالارهای گفتگو و در این جا بخوانید.


منبع این مقاله :
http://www.farsi.ch

آدرس این مطلب :
http://www.farsi.ch/index.php/site/more/118