تاريخ سويس
تاریخ : 2006/08/19
موضوع : (مقالات)


سرزميني كه امروزه آن رابنام سوئيس ميشناسيم درگذشته هاي دورهلوتيا (Helvetia) نام داشت.هلوتيا درسال 58 قبل از ميلاد به تصرف فاتحان امپراطوري روم درآمد و يكي از ايالات آن تمدن عظيم گشت. درسال 395 ميلادي با تجزيه امپراطوري روم، سوئيس قسمتي از روم غربي شد. در قرن پنجم، بوسيله اقوام ژرمن آلماني و بورگوني فتح و اداره شد.درقرن 6قوم فرانك برسوئيس مسلط گشت.درقرن نهم، ‌به تصرف سوابيا وبورگوني عليا درآمد.

درسالهاي1033سوئيس قسمتي از امپراطوري مقدس روم گرديد و وحدت يافت و بعداٌ خاندانهاي فئودال برآن تسلط يافتند. در قرن 13 عمده ترين اين خاندانها، خاندان هاپسبورگ و ساووا بودند.

درنتيجه تجاوزخاندان هاپسبورگ به حقوق ملي درسال1291،‌نواحي (كانتونهاي) اونتروالدن، اوري وشويتس، يك اتحاديه دفاعي منعقد ساختند كه اساس كنفدراسيون فعلي سوئيس است.اين اتحاديه دفاعي منعقد ساختند كه اساس كنفدراسيون فعلي سوئيس است. اين اتحاديه در سال 1315 در ناحيه مورگاتن بر متجاوزان اتريشي (هاپسبورگ) غلبه يافت و پس از الحاق نواحي لوسرن، زوريخ، تسوگ، گلاروس و برن به خود، اتريشيها را در نواحي زمپاخ و نفلس (به ترتيب در سالهاي 1386 و 88) شكست كلي داد و دست خاندان هاپسبورگ را از سوئيس كوتاه نمود.در قرن پانزدهم،‌سوئيس از لحاظ قدرت نظامي تبديل به يكي ازممالك مقتدر اروپا گرديد. سوئيسيها پس ازتصرف نواحي آرگاو،تورگاو و تيچينو، بر قواي امپراطوري مقدس روم پيروزي يافتند و امپراطور ماكسيميليان اول پادشاه وقت مجبور به رسميت شناختن سوئيس درسال1499گرديد.سوئيس طي سالهاي 15 – 1510درجنگهاي ايتاليا دخالت كرد وطي سالهاي 13–1510با اخراج فرانسويان از ناحيه لومباردي، آن را به تصرف درآورد، ولي سرانجا در سال 1515 در ناحيه مارينيانو شكست خورده و با فرانسه پيمان صلح نواين را منعقد ساختنند و از آن پس، سوئيس مقام خود را بعنوان يك قدرت مهم اروپايي از دست داد و سياست بيطرفي پيشيه كرد. اصلاح ديني كه اولريش تسوينگلي در زوريخ، و ژان كالون در ژنو آن را تبليغ مي كردند،باعث جنگهاي داخلي شدووحدت،بمدت2قرن ازسوئيس رخت بربست.

سوئيسيها طي جنگهاي سي ساله (48 – 1618) دراروپا، بيطرفي خود را حفظ كردند از اينرو درسال1648درپيمان صلح و ستفالي كه درپايان جنگها منعقد شد،‌استقلال سوئيس به رسميت شناخته شد.طي يك قرن ونيم(درقرون هفده و هجده)،‌حكومت كانتونهاي سوئيس به دست طبقات ممتازافتاد.درقرن هجدهم، سوئيس بكلي اهميت سياسي خود را در اروپا از دست داد ولي در عوض از لحاظ فرهنگي و مادي پيشرفتهاي زيادي نمود. در دوره انقلاب فرانسه در اواخر قرن هجدهم ، فرانسويان سرزمين سوئيس را تحت عنوان جمهوري هلوتيا جبراٌ متحد ساختند. اين جمهوري وحدتي بيش از كنفدراسيون سست پيوند سابق داشت ولي درسال 1803 فرمان ميانيگري ناپلئون، كنفدراسيون سابق را تجديدحيات داد.

درسال 1815دركنفرانسهاي اروپايي وين و پاريس‌ بيطرفي هميشگي به سوئيس اعطا شد.دردهه چهارم قرن نوزدهم،حزب راديكال درسوئيس تأسيس گشت.دربيشتر كانتونها حكومت دموكراسي را برقرار كرد ولي كاتوليكها سر به مخالفت برداشتند و اين امر موجب وقوع جنگ زوندربوند درسال 1847 گرديد كه با پيروزي راديكالها پايان يافت و آنها در طي قانون اساسي سال 1848، اتحاديه سابق را به يك مملكت متحد تبديل كردند و بدنبال آن سوئيس به سرعت به پيشرفتهاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي فراواني نائل آمد.

سوئيس درجنگ جهاني اول بيطرف ماند ولي با مواجه با مشكلات فراواني از لحاظ موادغذايي و موادخام گرديد وبهمين خاطر پيمانهايي با آلمان و همچنين متفقين منعقد ساخت و تعهد كرد كه كالاهاي وارد شده از آنان را به هيچيك از طرفين متخاصم صادر نكند. درجنگ جهاني دوم نيز سوئيس بيطرف ماند.در همان جنگ متفقين اشتباهاٌ قسمتهايي ازشمال سوئيس (بخصوص شافها وزن)رابمباران كردند.طي جنگ،سوئيس نماينده 23 كشورمخاصم بوده و پس ازجنگ نيزميعادگاه مذاكرات صلح گرديد.درسالهاي بعدازجنگ اين كشور به پيشرفت هاي اقتصادي فراواني نائل گرديد وهم اكنون نيز شهرهاي مهم آن مركزچندين سازمان بين المللي هستند.تا قبل از سال 1979، سوئيس از 25 مملكت متحد (19 كانتون و 6 نيم كانتون) تشكيل يافته بود كه در اين سال نيم كانتونها تبديل به كانتون شده و ناحيه ژورانيز (كه آنزمان قسمتي از كانتون برن بود) تبديل به يك كانتون مجزا گرديدو بدينصورت تعداد تقسيمات كشوري سوئيس به26 رسيد.


منبع این مقاله :
http://www.farsi.ch

آدرس این مطلب :
http://www.farsi.ch/index.php/site/more/18